Visar inlägg med etikett اول ماه مه. Visa alla inlägg
Visar inlägg med etikett اول ماه مه. Visa alla inlägg

fredag 30 april 2010

قطعنامه مشترک ده تشکل کارگري ايران که در مراسمهاي فردا روز جهانى کارگر در ايران و سراسر جهان خوانده ميشود

ما ضمن اعتراض به وضعيت موجود که از روز جهاني کارگر سال گذشته به اين سو کارگران و عموم توده هاي مردم ايران را بيش از پيش در معرض سرکوب و تحميل بي حقوقي قرار داده است بر تحقق مطالبات زير پاي مي فشاريم و خواهان تحقق فوري و بي قيد شرط همه آنها هستيم:



1- برپايي تشكل هاي مستقل از دولت و کارفرما، اعتصاب، اعتراض، راهپيمائي، تجمع و آزادي بيان حق مسلم ما است و اين خواسته ها بايد بدون قيد و شرط به عنوان حقوق خدشه ناپذير اجتماعي كارگران و عموم مردم ايران به رسميت شناخته شوند



2- ما طرح قطع يارانه ها (هدفمند کردن يارانه ها ) و حداقل دستمزد 303 هزار توماني را تحميل مرگ تدريجي بر ميليونها خانواده کارگري ميدانيم و خواهان توقف فوري طرح قطع يارانه ها و افزايش حداقل دستمزدها به يک ميليون تومان هستيم



3- دستمزدهاي معوقه كارگران بايد فورا" و بي هيچ عذر و بهانه اي پرداخت شود و عدم پرداخت آن بايستي به مثابه يك جرم قابل تعقيب قضائي تلقي گردد و خسارت ناشي از آن به كارگران پرداخت شود



4- اخراج و بيكار سازي كارگران به هر بهانه اي بايد متوقف گردد و تمامي كساني كه بيكار شده و يا به سن اشتغال رسيده اند و آماده به كار هستند بايد تا زمان اشتغال به كار از بيمه بيكاري متناسب با يك زندگي انساني برخوردار شوند



5- ما خواهان محو قراردادهاي موقت و سفيد امضاء، تامين امنيت شغلي كارگران و تمامي مزد بگيران ، رعايت بالاترين استاندارد هاي بهداشت و ايمني کار و بر چيده شدن تمامي نهادهاي دست ساز دولتي از محيطهاي کار هستيم



6- ما خواهان لغو مجازات اعدام و آزادي فوري و بي قيد و شرط ابراهيم مددي ، منصور اسالو ، علي نجاتي و کليه فعالين کارگري و ديگر جنبش هاي اجتماعي و اعتراضي از زندان و توقف پيگرد هاي قضايي عليه آنان هستيم.



7- ما ضمن محكوم كردن هر گونه تعرض به اعتراضات کارگري و اعتراضات مردمي، اعتراض به هر گونه بي حقوقي و ابراز عقيده را حق مسلم و خدشه نا پذير کارگران و عموم مردم مي دانيم



8- ما خواهان لغو کليه قوانين تبعيض آميز نسبت به زنان و تضمين برابري کامل و بي قيد و شرط حقوق زنان و مردان در تمامي عرصه هاي زندگي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و خانوادگي هستيم



9- ما خواهان برخورداري تمامي بازنشستگان از يك زندگي مرفه و بدون دغدغه اقتصادي و رفع هرگونه تبعيض در پرداخت مستمري بازنشستگان و بهره مندي آنان از تامين اجتماعي و خدمات درماني هستيم



10- کار کودکان بايد محو گردد و تمامي کودکان بايد جداي از موقعيت اقتصادي و اجتماعي والدين، نوع جنسيت و وابستگي هاي ملي و ن‍‍ژادي و مذهبي از امكانات آموزشي، رفاهي و بهداشتي يكسان و رايگاني برخوردار شوند



11- ما بدينوسيله پشتيباني خود را از تمامي جنبش هاي اجتماعي آزادي خواهانه اعلام مي داريم و دستگيري، محاكمه و به زندان افكندن فعالين اين جنبش ها را قويا" محكوم مي كنيم



12- ما ضمن اعلام حمايت قاطعانه از مطالبات معلمان، پرستاران و ساير اقشار زحمتكش جامعه ، خود را متحد آنها مي دانيم و خواهان تحقق فوري مطالبات آنان هستيم



13- ما بخشي از كارگران جهان هستيم و اخراج و تحميل هر گونه تبعيض بر كارگران مهاجر افغاني و ساير مليت ها را به هر بهانه اي محكوم مي كنيم



14- ما ضمن قدرداني از تمامي حمايت هاي بين المللي از مبارزات كارگران در ايران و حمايت قاطعانه از اعتراضات و خواسته هاي كارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان مي دانيم و بيش از هر زمان ديگري بر همبستگي بين المللي كارگران براي رهايي از مشقات نظام سرمايه داري تاكيد مي كنيم



15- اول ماه مه بايد تعطيل رسمي اعلام گردد و در تقويم رسمي كشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاري مراسم اين روز ملغي گردد



زنده باد اول ماه مه

زنده باد همبستگي بين المللي كارگران

1 مه 2010

11ارديبهشت1389



سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه

سنديکاي کارگران شرکت نيشکر هفت تپه

اتحاديه آزاد کارگران ايران

هيئت بازگشائي سنديکاي فلز کار و مکانيک

هيئت بازگشايي سنديکاي کارگران نقاش

انجمن صنفي کارگران برق و فلز کار کرمانشاه

کميته پيگيري ايجاد تشکلهاي آزاد کارگري

کميته هماهنگي براي کمک به ايجاد تشکلهاي کارگري

انجمن دفاع از کارگران اخراجي و بيکار سقز

شوراي زنان


جنب و جوش بي سابقه اول مه در ايران .فردا شنبه مراسم . تجمع و راهپیمایی از ساعت ٤ عصر در تهران و سراسر ایران برگزار میشود

جنب و جوش بي سابقه اول مه در ايران

فردا اول ماه مه روز جهانی کارگر است. از هم اكنون ميتوان مشاهده كرد جنب و جوش گسترده و نسبتا بي سابقه اي در جريان است. همه جا، در همه مراکز کارگری و در دانشگاهها و در میان بخش های مختلف مردم و در همه شهرها سخن از برپایی مراسم اول مه است. قرار مدارها گذاشته شده است. میگویند جلوی وزارت کار و ادارات کار و میادین اصلی شهر جمع میشوند. همه شواهد به روشنی نشان میدهد که اول مه امسال روزی در تداوم روزهای انقلاب است. بطور واقعی این صف آزادیخواهی و صف انقلاب است که چنین حول خواستهای انسانی متحد میشود و جلو میرود. تلاش های بسیاری در پشت همه اینها اتفاقات وجود دارد. تلاش صفی آگاه از رهبران کارگری، فعالین چپ و رادیکال در عرصه های مختلف جامعه که دارند انقلابشان را سازمان میدهند. و با حجم فشرده ای از کار و تلاش به تدارک اول مه رفته اند. درود به همه این عزیزان و همه دست اندرکاران این روز تاریخی بزرگ را به گرمی میفشارم. اینها همه لحظات مهمی از انقلاب ماست که به جلو گام برمیداریم. بویژه همه این اتفاقات در حالی صورت میگیرد که جمهوری اسلامی، چماق سرکوبش را بالا گرفته است. با طرح حجاب و عفاف به خیابانها آمده و میگوید اگر این طرح به آرامی جلو نرود ناگزیر به زور متوسل میشود. صدور احکام اعدامش را سرعت داده است. احضار ها شدت گرفته است. در همین هفته جعفر عظیم زاده از رهبران سرشناس کارگری را که در اول مه سال گذشته نیز دستگیر و زندان شد، را احضار کردند. تعدادی از معلمان از جمله باغانی و بهشتی از معلمان تهران و علی نجفی و محمد خانی و سعید جهان از معلمان همدان را دستگیر کردند. منصور اسانلو و ابراهیم مددی و علی نجاتی و فرزاد کمانگر و علیرضا قنبری همچنان در زندانند. جنگی آشکار در جریان است. در برابر مردم ایستاده اند. کارگران ایستاده اند. عظمت این روز و تحرک گسترده ای که در تدارک آن بوجود آمده، حتی جریانات راست را به تکاپو انداخته است که حرفی بزنند. فراخوان بدهند. علیرغم اینکه از خیابان میترسند، علیرغم اینکه از بیرون آمدن میلیونی مردم میترسند، ناگزیر در برابر این روز سرخم کرده اند. اطاق فکرهای انقلاب نیز خاموش شده است. چون اول مه است. چون روزی است که نوید خلاصی از کل این بربریت را میدهد.

در یک کلام روزهای فشرده ای از تدارک اول مه را پشت سرگذاشته ایم. نگاهی به همه این تحرکات، نگاهی به قطعنامه های اول مه و بیانیه های کارگران و نبز بیانیه های دانشجویان، معلمان و غیره همگی نشانگر تعین یافتگی وعمق انقلاب ما است. یک نقطه قوت بزرگ اول مه امسال نیز فراخوان مشترک ده تشکل کارگری به برگزاری اول مه است. البته در میان این تشکلها اسم شورای زنان را می بینیم که خود به این حرکت متحد کارگران ویژگی میدهد. این قطعنامه از سوی جمعی از کارگران ایران خودرو مورد حمایت و پشتیبانی قرار گرفت. جدا از این قطعنامه ما شاهد قطعنامه شورای موقت کارگران پتروشیمی ماهشهر، قطعنامه کارگران عسلویه و کارگران پروژه ای نفت و گاز هستیم. همینطور دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب طی قطعنامه ای ضمن حمایت از خواستها و فراخوان ده تشکل کارگری بر خواستهای مشخص دانشجویان تاکید گذاشته اند. از سوی دیگر جمعی از معلمان آزادیخواه با اعلام تشکل خود "کانون معلمان آزادیخواه" به استقبال اول مه و روز جهانی معلم رفتند و در بیانیه خود اعلام داشتند که از فراخوان ده تشکل کارگری به مناسبت اول مه استقبال میکنند و ضمن تاکید بر خواستهای آنان بر یکسری خواستهای مبرم و فوری معلمان تاکید گذاشتند.

حلقه ای مشترک همه این بیانیه ها و قطعنامه ها را به هم پیوند میدهد. آنهم خواستهای فوری جنبش انقلابی مردم است. همه قطعنامه و بیانیه ها بر یک زندگی انسانی و بدور از فقر و گرسنگی و نابرابری تاکید گذاشته اند. از حداقل دستمزد در گام اول یک میلیون تومان صحبت کرده اند. از حقوق کودک و حق برخورداری از یک زندگی انسانی حرف زده اند. حمایت خود را از کارگران افغان و متوقف شدن فشار و تهدید بر روی این کارگران اعلام کرده اند. همه اینها برابری زن و مرد و لغو قوانین ضد زن تاکید کرده اند. همه اینها خواهان لغو مجازات اعدام و آزادی فوری زندانیان سیاسی شده اند. و همه اینها بر آزادی بدون قید و شرط سیاسی و آزادی حق تشکل و اعتصاب و تجمع تاکید کرده اند. خواهان برخورداری همه شهروندان جامعه از یک زندگی انسانی و برابر شده اند. همه این قطعنامه های بر شرکت گسترده و قدرتمند در روز اول مه روز اعتراض علیه مصايب سرمایه داری تاکید گذاشته اند. قطعنامه هایي که پرچم مبارزات همین امروز کل جامعه است. اول مه خیابانها مال ماست، زنده باد اول ماه مه.*

شنبه یازده اردیبهشت، روز جهانی کارگر، در تهران و همه شهرها وسیعا به خیابان بیایید!

فرستادن  به ایمیل چاپ

1may-bزنان و مردان آزاده!

با نزدیک شدن اول ماه مه روز جهانی کارگر جنب و جوش وسیعی محیط های کارگری و سراسر جامعه ایران را فرا گرفته است. روز کارگر هیچگاه چنین مورد توجه جوانان و توده های وسیع مردم و حائز اهمیت سیاسی نبوده، و هیچگاه چون امروز برپایی یک اول مه قدرتمند، آزادیخواهانه و برابری طلبانه بر علیه جمهوری اسلامی ضروری نبوده است.

شما کارگران، معلمان، پرستاران، دانشجویان، دانش آموزان و همه زنان و مردان آزاده را فرامیخوانیم که در این روز، روز اتحاد جهانی صف انسانیت علیه بربریت، در سراسر کشور به میدان آیید. عصر روز شنبه یازده اردیبهشت در تهران مقابل وزارت کار و در شهرهای مختلف در برابر ادارات کار و استانداریها و یا مراکز دیگری که کارگران اعلام کرده اند، به اجتماعات روز کارگر بپیوندید. با پرچم خواسته های بحق و عادلانه ای که کارگران در قطعنامه خود طرح کرده اند، خیابانها را به تسخیر خود در آورید و انقلاب علیه جمهوری اسلامی را به پیش رانید. حضور وسیع و گسترده شما تمام تلاش و ترفند های حکومت مفلوک اسلامی را خنثی خواهد کرد.

زنده باد اجتماعات هرچه وسیعتر اول ماه مه!

زنده باد انقلاب انسانی برای حکومت انسانی!

آزادی، برابری، حکومت کارگری!

سرنگون باد جمهوری اسلامی!

زنده باد جمهوری سوسیالیستی!

حزب کمونیست کارگری ایران

7 اردیبهشت 1389، 27 آوریل 2010

سندیکاهای آلمان امسال با شعار "شأن و حرمت تو، معیار ماست" روز اول ماه مه را برگزار می‌کنند.

اول ماه در سایه بحران اقتصادی

سندیکاهای آلمان امسال با شعار "شأن و حرمت تو، معیار ماست" روز اول ماه مه را برگزار می‌کنند. حفظ محل‌های کار و تعیین حداقل دستمزد، محور مبازره سندیکاهاست.روندهای اقتصادی سال‌های اخیر از قدرت سندیکاها به شدت کاسته است.

روز جهانی کارگر امسال ۱۲۰ ساله می‌شود. در ۱۴ ژوئیه ۱۸۸۹ کنگره جهانی کارگران در پاریس تصویب کرد که کارگران در روزی معین به خیابان‌ها بیایند و خواهان کاهش ساعات کار به ۸ ساعت کار در روز شوند. اولین تظاهرات برای چنین خواستی چند ماه قبل‌تر، یعنی در اول ماه مه ۱۹۸۹ در آمریکا برگزار شده بود. کنگره پاریس هم همین روز سال را روز تظاهرات کارگران اعلام کرد. از آن پس اول ماه مه به روز کارگر معروف شد.


طرفه این که رژیم‌های تمامیت‌خواه و فاشیستی نیز سعی کرده‌اند که برگزاری اول ماه مه را در خدمت تبلیغ برای خود بگیرند. در دوران رژیم فاشیستی هیتلر، در حالی که رهبران واقعی کارگران و سندیکاهای کارگری در زندان‌ها اسیر بودند یا در خفا به سر می‌بردند، حکومت از برگزاری توام با سروصدای جشن اول ماه مه و از به خیابان آوردن تبلیغاتی کارگران فروگذار نمی‌کرد. در کشورهای کمونیستی سابق نیز که اتحادیه‌ها و سندیکاهای مستقل کارگری وجود نداشتند، اول ماه مناسبتی بود برای عرض‌اندام و راهپیمایی‌های نمایشی و به میدان آوردن تازه‌ترین سلاح‌های موجود در زرادخانه‌های این حکومت‌ها.


کارکردها در شرایط بحران


اتحادیه سندیکاهای کارکنان آلمان امسال با شعار، " شآن و حرمت تو، معیار ماست" و "ما به پیش می‌رویم" به استقبال برگزاری اول ماه مه رفته است. قرار است در تظاهرات و راهپیمایی‌های Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: آرم اتحادیه‌ی سنیکاهای کارکنان آلماناین روز چگونگی غلبه بر بحران اقتصادی در کانون توجه و بحث و سخنرانی‌ها باشد. فراخوان اتحادیه‌ ضمن تآکید بر این که "بحران هنوز به پایان نرسیده است"، به نقش چشمگیر شوراهای کارخانه‌ها و کارگاه‌ها در ممانعت از افزایش بیکاری اشاره می‌کند. در این فراخوان آمده است که «اتحادیه‌های کارگری آلمان برای جلوگیری از بیکاری‌های ناشی از بحران اقتصادی تلاش کردند که با پاره‌وقت‌کردن کار کارگران، تغییر و انعظاف در قراردادهای مربوط به تعرفه‌های حقوقی کارگران و کمک به تدوین برنامه برای به رونق‌انداختن دوباره تولید، نقش سازنده‌ای ایفا کنند.»

اتحادیه سندیکاهای آلمان رسالت کنونی خود را حفظ موقعیت‌های شغلی و برقراری ثبات و تداوم در کار کارگاه‌ها و کارخانه‌ها می‌داند.


از نظر اتحادیه‌ی سندیکاهای کارکنان آلمان ایجادکنندگان بحران مالی کنونی باید هزینه‌های این بحران را به عهده‌بگیرند و به انجام اقدامات و تدابیری در راستای ایجاد اشتغال، تامین اجتماعی و آموزش مقید شوند.


قدرتی که دیگر موجود نیست


مشکل اما اینجاست که اتحادیه یادشده باید پیوسته با شمار کمتری از اعضا برای خواست‌های یادشده مبارزه کند. به عبارت دیگر، اتحادیه‌های کارگری نیز در این سال‌ها به مشکلی همچون کلیساها و انجمن‌های ورزشی دچار شده‌اند: خروج اعضا و بی‌علاقگی یا کم‌علاقگی نسل‌های جدیدتر به عضویت در این نهادها. حضور کم‌رنگ‌تر زنان نسبت به مردان در اتحادیه‌های کارگری نیز مزید بر علت است. سال ۱۹۹۰، زمانی که آلمان شرقی برچیده شد و اعضای سندیکاهای آن به اتحادیه سندیکای آلمان واحد پیوستند، این اتحادیه مجموعاَ دارای ۱۱ میلیون عضو شد. ۱۰ سال بعد این رقم به ۸ / ۷ میلیون نفر کاهش یافت و در حال حاضر به ۳ / ۶ میلیون نفر رسیده است.


در این حال بحران اقتصادی کنونی نیز نه تنها به رونق کار اتحادیه‌های کارکنان و افزایش اعضای آن منجر نشده، بلکه روندی معکوس را دامن زده است، به این صورت که کاهش درآمد اعضای شاغل و ادامه خروج شمار دیگری از اعضا، این اتحادیه را بیش از پیش با مشکلات مالی مواجه کرده است. برای مثال در سال جاری یکی از سندیکاهای بزرگ عضو اتحادیه، یعنی سندیکای فلزکاران آلمان با ۳ / ۲ میلیون عضو، با کاهش ۲۰ میلیون یورویی درآمدهای خود مواجه است. به گفته‌ی برتولد هوبر، رئیس سندیکای یادشده، مشکل این است که این سندیکا نتوانسته است در میان کارکنان رشته‌های جدید و پررونق، مانند صنایع تولید دستگاه‌های مربوط به انرژی‌های تجدیدپذیر نفوذ و پایگاه چندانی پیدا کند.

این در حالی است که شماری از شرکت‌‌های بزرگ آلمان، به ویژه در عرصه‌ی خدمات نیز به سختی با شکل‌گیری انجمن‌ها و شوراهای کارگاه و کارخانه در درون خود مقابله می‌کنند. برای مثال دو فروشگاه معظم زنجیره‌ای آلمان، یعنی آلدی و لیدل که در سطح اروپا نیز شعبه دارند تقریباَ عاری از وجود انجمن‌های صنفی و شورایی در درون خود هستند و به کارکنانی که عضو سندیکاها باشند چندان روی خوش نشان نمی‌دهند.


سندیکایی که با جهانی‌شدن نمی‌خواند


این نیز هست که جهانی‌شدن و کم‌رنگ‌شدن مرزهای ملی بیش از پیش سندیکاها را که در مرز و محدوده‌های ملی قدرت مانور داشتند با مشکل اقتدار و کارآیی مواجه کرده است. ارزیابی رهبران سندیکایی آلمان این است که بر خلاف سرمایه که در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی هماهنگ‌تر و منسجم‌تر عمل می‌کند، سندیکاهای صنفی همچنان نهادهایی ملی مانده‌اند و ایجاد پیوند میان آنها در سطوح بین‌المللی و ملی بیشتر جنبه نمادین دارد. این واقعیت که منافع و مصالح شاغلان کشورهای مختلف لزوماَ با هم همپوشانی Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: صحنه‌ای از تظاهرات به مناسبت اول ماه مه در سال‌های پیشندارد نیز اقدام مشترک سندیکاها در سطوح مختلف فراملی را با مشکل مواجه می‌کند.


برای مثال در حال حاضر آلمان با نزدیک به صد میلیارد یورو مازاد تجاری در مبادلات خود در حوزه یورو روبروست، در حالی که این رقم در مورد فرانسه و کشورهای جنوب اروپا صد میلیارد یورو کسری است. مقام‌های فرانسوی آلمان را متهم می‌کنند که با پایین‌نگهداشتن سطح دستمزدها توانسته است کالاهای خود را ارزانتر در بازارها عرضه کند و همزمان مانع افزایش قدرت خرید شهروندان خود شود، امری که به نوبه خود بر مصرف این شهروندان تأثیری منفی دارد و از واردات آلمان از کشورهای عضو یورو می‌کاهد.

سندیکاهای آلمان پایین‌بودن سطح دستمزد در آلمان در قیاس با شماری از کشورهای اروپایی را قابل دفاع نمی‌دانند، ولی معتقدند که بخشی از آن امتیازی است که به کارفرماها داده می‌شود تا موقعیت‌های شغلی را حفط کنند و بیکاری تا حد ممکن دامنگستر نشود. با این همه، تعیین و تثبیت حداقل دستمزد در رشته‌های مختلف اقتصاد آلمان هم اینک به یکی از عرصه‌های اصلی مبارزه سندیکاهای آلمان بدل شده است.


بحران اقتصادی، شانسی برای احیای اعتبار؟


تلاش اتحادیه سندیکای کارگران آلمان با ۸ سندیکای عضوش در این راستاست که از بحران اقتصادی کنونی به سود احیای وجهه و وزن خود سود ببرند. آنها امیدوارند که نگرانی کارکنان بخش‌های مختلف اقتصاد آلمان از آسیب‌ها و پیامدهای بحران، آنها را متوجه اهمیت کار سندیکاها و نقششان در دفاع از منافع شاغلان و کارکنان رشته‌های مختلف تولیدی و خدماتی بکند و گرایش به عضویت در این سندیکاها را احیا و تقویت کند. اتحادیه‌های کارگران آلمان با توجه به بحران اقتصادی کنونی عرصه‌ی اصلی مبارزه را بر ممانعت از بروز دامپینگ در گستره دستمزدها و نیز جلوگیری از اشتغال‌های خارج از مقرارت قانون کار و فاقد بیمه‌ها و حمایت‌های مالی و اجتماعی گذاشته است.

زمان نشان خواهد داد که این مبارزه و موفقیت احتمالی در آن تا چه حد به سود تقویت بنیان و موجودیت سندیکاها عمل خواهد کرد و تا چه حد قدرت و نفوذ کاهنده‌ی آنها احیا خواهد شد.


فرید وحیدی
تحریریه: بهمن مهرداد


DW-WORLD.DE چاپ

www.dw-world.de © Deutsche Welle.